سایت شیک : طراحی سایت
یادداشت مهر؛

ورود استارت آپ ها به بورس، شوآف دولت یا بازی با سرمایه مردم؟

ورود استارت آپ ها به بورس، شوآف دولت یا بازی با سرمایه مردم؟

طی هفته های آتی بازار سهام شاهد عرضه اولیه سهام استارت آپها خواهد بود استارت آپهایی كه با سرمایه گذار خارجی وداع كردند و حالا در انتظار تأمین سرمایه از این مجرا برای ادامه حیات خود هستند.


به گزارش سایت شیک به نقل از مهر، عباس سیاح طاهری، پژوهشگر حکمرانی و اقتصاد دیجیتال در یادداشتی که در اختیار مهر قرار داده به بررسی مبحث ورود استارت آپ ها به بورس پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:
«دولتمردان ادعا می کنند ورود اولین شرکت های استارت آپی نشانه ای از گذراندن دوران پرریسک و شفاف شدن وضعیت مالی آنها و مایه دلگرمی دیگر استارت آپ ها و اعتماد سرمایه گذاران سنتی است. در مقابل گروهی دیگر، این نوع ورود به بورس در شرایط گلخانه ای و حمایت های گاهی عجیب و غریب دولتی را، ضربه به سرمایه مردم می دانند. حال اصل ماجرا چیست؟
ورود یک کسب‎وکار به بازار سرمایه یا به عبارت دیگر عرضه سهامشان در بورس، همیشه برای آنها پدیده خوشایندی است. بخصوص برای آن دسته از کسب وکارهای استارت‎آپی که توانسته اند مراحل پرچالش رشد و جذب سرمایه ها از منابع مختلف را پشت سر گذاشته و با ورود به بورس، در واقع، دوران بلوغ را تجربه کرده و برای اهداف بلندمدت و رشد و توسعه بیشتر سرمایه گذاری کنند. از طرفی، به پشتوانه این بلوغ بتوانند شاهد ورود سرمایه بیشتری به اکوسیستم استارت‎آپی باشند.
به هر حال، تب بورس و بازار سرمایه حسابی این روزها داغ شده، تبی که از سال قبل بالا گرفته و همچنان روند صعودی را طی می کند. روند رو به رشدی که نه تنها به مذاق سرمایه‎گذاران خرد خوش آمده بلکه به یکی از بازوهای اجرایی مهم دولت برای پیشبرد برنامه های اقتصادی تبدیل گشته است. حتی در این میان، دولت درصدد است برای ورود استارت‎آپ ها به بورس تسهیلاتی فراهم آورد طوری که صندوق نوآوری و شکوفایی از طرح پیشنهادی برای تسهیل‎گری این ورود خبر می دهد و از سویی سازمان بورس و اوراق بهادار برای ایجاد تابلوی جدید برای شرکت های استارت آپی و متناسب سازی شرایط پذیرش با خصوصیت های شرکت های نوآور اعلام آمادگی می کند.
بنابر گفته مدیران وزارتخانه ارتباطات و سازمان بورس، ورود استارت‎آپ ها به بورس اتفاقی است که دیر یا زود رخ می دهد و تا آخر سال جاری شاهد عرضه عمومی سهام چند استارت‎آپ همچون دیجی کالا و کافه بازار در بازار سرمایه خواهیم بود.
اتفاقی که از زمان مطرح شدن مورد استقبال اکوسیستم استارت‎آپی و سرمایه گذارانی قرار گرفته که در این اکوسیستم تأمین مالی می کنند. به قول فعالان این حوزه، در شرایط فعلی اقتصاد کشور که روزهای سختی بر کسب وکارها می گذرد، چنین اتفاقی می تواند برای استارت آپ ها نویدبخش باشد و نظر سرمایه‎گذاران جدید را جلب نماید. اما از نظر آنها باید نگران دو مقوله در این میان بود؛ نخست هیجانی است که در بازار سرمایه و به تبع آن در اکوسیستم استارت آپی کشور ایجاد می شود. باید مراقب بود که این هیجان به مثابه حبابی نباشد که ترکیدن آن به تضعیف و از بین رفتن اکوسیستم استارت‎آپی کشور تمام شود. مانند تجربه تلخی که در بحران حباب دات کام در آمریکا رخ داد.
موضوع دیگر، واکنش پرهیجان و ذوق زده دولت به ورود استارت آپ ها به بورس است؛ چونکه انتظار می رود دولت صرفا در نقش یک ناظر در این فرایند ظاهر شود و نگذارد تصمیماتش روند بازار را تحت تاثیر قرار دهد و آنرا روند طبیعی و واقعی آن خارج کند. به بیان دیگر دولت از این شرایط نباید ذوق زده شود، اصلاً بهتر است واکنشی نشان ندهد و بگذارد استارت آپ ها هم مانند سایر شرکت ها سهام خویش را در بورس عرضه کنند و صرفا به نقش ناظر بودن کفایت کند. بهترین قاضی برای شرکت های استارت آپی واکنش بازار سرمایه است. پس اشتیاقی که درحال حاضر مدیران دولتی برای ورود استارت آپ‎ها به بورس نشان می دهند، به لحاظ اقتصادی منطقی نیست. امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات، در گفتگو با وبسایت آی تی ایران می گوید: «ایجاد یک تابلوی اختصاصی استارت آپ ها در بورس درحال پیگیری است و بدین سان هر پنج استارت آپی که در این مرحله آماده عرضه عمومی سهام هستند و سایر استارت آپ ها می توانند ذیل این تابلو به عرضه سهام بپردازند.»
به نظر می رسد تخصیص تابلو جداگانه برای استارت‎آپ ها برگرفته از تجربیات سایر کشورها است. اتخاذ شیوه جدید برای ورود استارت آپ ها به بورس درحالی است که این شیوه هنوز در ایران تجربه نشده است، در نتیجه پیشبینی اولین حضور استارت آپ های ایرانی در بورس را دشوار می کند.
بگذارید کمی به عقب برگردیم.
چرا استارت آپ ها باید وارد بورس شوند؟ چه تغییراتی در ساختار یک شرکت باید اتفاق بیافتد تا بتواند وارد بورس شود؟ شرایط ورود به بورس برای شرکت های استارت آپی چه تفاوتی با دیگر شرکت ها دارد؟
شاید مرور برخی قوانین عمومی شرکت ها برای ورود به بورس خالی از لطف نباشد.
· در زمان پذیرش نباید بیشتر از ۸۰ درصد از سهام شرکت در اختیار کمتر از ۱۰ سهام دار باشد.
· شرکت باید در دو دوره متوالی سودآور بوده و امکان سودآوری آن در آینده وجود داشته باشد و زیان انباشته نداشته باشد.
· نسبت حقوق صاحبان سهام شرکت به کل دارائی ها، از حد مناسب برخوردار بوده و از ۳۰ درصد کمتر نباشد. در صورتیکه نسبت مذکور از حداقل تعیین شده در این بند کمتر باشد، لیکن به تشخیص هیأت پذیرش از حد مطلوب برخوردار باشد، باید نسبت حقوق صاحبان سهام به دارائیهای ثابت – به قیمت تمام شده – حداقل از ۵۰ درصد کمتر نباشد.
خوب است استارت آپ های مدعی ورود به بورس لااقل در این ۳ عنوان وضعیت شرکت خویش را به صورت شفاف اعلام کنند. تا جایی که ذهن نویسنده یاری می کند تمام این شرکت ها زیان ده بوده و تنها دیجی کالا آن هم به علت عدم گسترش خدمات خود در سال گذشته، توانسته است به تراز مالی صفر - و نه سود دهی- برسد.
مسئله دیگر شیوه ارزش گذاری این شرکت هاست. نظام پیشنهادی شرکت های استارت آپی برای ارزش گذاری نظام مقایسه ای است که ارزش یک شرکت را در مقایسه با شرکت های مشابه آن شرکت تعیین می کند. این نوع ارزش گذاری سبب رشد حبابی ارزش شرکت ها می شود. از سمت دیگر به علت نبودن مشابه خیلی از شرکت ها در داخل کشور، این شرکت ها خویش را با نمونه خارجی مقایسه کرده و ارزش گذاری بر مبنای دلار صورت می گیرد که به کاذب شدن و افزایش حباب قیمتی کمک می نماید و ارزش شرکت را چیزی بسیار بیشتر از واقعیت نشان میدهد. انتشار گزارشات ارزش گذاری شرکت ها به خوبی می تواند این شبهه را مرتفع و از تضییع سرمایه مردم جلوگیری کند.
در بورس معادل ۳۰ درصد حجم سهام باید نقدا و به صورت وثیقه در نزد شرکت سرمایه گذاری مرکزی بورس قرار گیرد و همینطور معادل ۳۰ درصد سهام شرکت ها در بورس اوراق بهادار و فرابورس بعنوان وثیقه تسهیلات پذیرفته می شود. حال سوال اساسی آن است که شرکت های استارت آپی چه دارایی قابل تملیکی برای وثیقه گذاری دارند؟ این شرکت ها عموماً دارایی خویش را شبکه خود می دانند. سوال مهم این است که با یک قطعی ساده اینترنت که در ایران اصلاً امر دشواری نیست، تکلیف این دارایی چه می شود؟ و ارزش روز آنچه خواهد شد؟ شاید سوال بهتر آن است که ارزش بنیادین این شرکت ها به صورت شفاف اعلام گردد تا سرمایه گذاران و فعالان بازار سرمایه به خوبی بدانند بر روی چه شرکتی و با چه خالص ارزش دارایی (NAV) در حال سرمایه گذاری هستند.
دانش بنیان یا استارت آپ؟
شرکت های «استارت آپ» بعضاً تفاوت های مهمی با شرکت های «دانش بنیان» دارند و این تفاوت ها که به ماهیت شکل گیری و اهداف متفاوت آنها برمی گردد باعث تأثیر متفاوت آنها در توسعه اقتصاد و فرهنگ و حکمرانی کشور بویژه در حوزه فضای مجازی می شود.
شرکت دانش بنیان شرکتی است که «محصول» یا «خدمت» آنها بر پایه و مبتنی بر دانش (وابسته به دانش در مقابل وابسته به کارگر یا کاربر) است. در عین حال «دانش» به عنوان خصوصیت شرکت دانش بنیان از محصول فراتر می رود و فرایندهای شرکت، هدف و چشم انداز شرکت را هم دربر می گیرد. منبع اصلی یک شرکت دانش بنیان، دانش است و دانش و فناوری دارایی حیاتی شرکت به حساب می آید. در چنین شرکت هایی هزینه تحقیق و توسعه (R&D ) بخش بزرگ قابل توجهی را نشان میدهد و کارکنان اینگونه شرکت ها معمولاً دارای تحصیلات آکادمیک و با حقوق بالا هستند.
شرکت استارت آپ شرکتی است که توسط یک «کارآفرین» جهت ایجاد «کسب و کار قابل توسعه» ایجاد می شود. یک شرکت استارت آپ معمولاً یک «مشکل» قابل حل را در نظر می گیرد و برای آن یک چاره تعریف می کند. سپس با ارزیابی بازار یک طرح تجاری طراحی می کند و با عرضه محصول یا خدمت به مشتری و بازار و ارزیابی عکس العمل آن، فعالیت خویش را توسعه می دهد.
اقتصاد دانش بنیان که مورد تاکید سیاست های اقتصاد مقاومتی است، بر پایه شرکت های دانش بنیان شکل می گیرد که سبب ارتقای استقلال صنعتی و فناوری و علمی و دانشی کشور می گردد.
شرکت های استارت آپ در شرایط فعلی کشور عمدتاً شرکت های «استفاده کننده» از فناوری اطلاعات و ارتباطات هستند و نه شرکت های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و استارت آپ ها عملاً شرکت هایی هستند که عمدتاً به عرضه خدمات الکترونیک در بازار می پردازند.
حواشی پیرامون استارت آپ ها
یکی از مهم ترین اهداف و کارکردهای سرویسهای خدمت‎رسانی دسترسی به اطلاعات و حریم شخصی افراد است و با تحلیل حجم عظیم اطلاعات (BIG DATA) مذکور عملاً امکان مهندسی اجتماعی، سنجش ذائقه اجتماعی، برنامه ریزی و هدایت جامعه برای هرکسی که به این اطلاعات دسترسی داشته باشد، بوجود خواهد آمد. مساله ای که در استارت آپ ها ذیل هیچ نظارتی نیست و عملاً حریم خصوصی افراد در این فضا به آسانی نقض شده و حتی پاسخگویی هم وجود ندارد. بعنوان مثال فقط در سه نوبت اطلاعات کاربران دیجی کالا، کافه بازار و تپسی منتشر گردید و عملاً هیچ کسی پیگیر امنیت کاربران نشد و هیچ کسی هم پاسخگوی سوالات مردم از این پلت فرم ها نشد.
موضوع ایجاد انحصار و خرید رقبا توسط استارت آپ های بزرگ که در کشور به غلط از آن بعنوان «ادغام» یاد می شود هم یکی دیگر از چالش های حال حاضر شرکت های بزرگ استارت آپی است. رفتار این شرکت ها در ایجاد انحصار اقتصادی سوالات زیادی را برای فعالین این حوزه ایجاد کرده است. اگر حاکمیت به انحصار این شرکت ها در اقتصاد دیجیتال آخر دهد، آیا ارزش این شرکت ها یا فروش آنها در سال به همین میزان ادعایی در ارزش گذاری ها خواهد بود؟ ارزش آنها در بازار سرمایه چطور؟
شاید بهتر باشد دولت به جای پشتیبانی از شرکت های استارت آپی، تابلوی اختصاصی، تسهیلات ویژه (مثلاً تسهیلات ۱۴۰۰ میلیارد تومانی صندوق نوآوری و شکوفایی برای این شرکت ها که در تضاد با ماده ۵۲ قانون تسهیل رقابت است) و… حمایت خویش را بر شرکت های دانش بنیان قرار دهد تا هم به رشد اقتصاد مقاومتی کمک نماید و هم ریسک سرمایه مردم کم شود... مساله ای که دورنمایی از آن در دولت دیده نمی گردد چون دوران شوآف با شرکت های دانش بنیان تمام شده است و دور، دور استارت آپ هاست!»


منبع:

1399/04/23
20:47:04
5.0 / 5
730
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۱
طراحی سایت شیک
لینک دوستان سایت شیك
طراح سایت شیک